شناخت کارآفرینانه
سلام دوباره
نميدانم ميشود اين دوباره نوشتن را شروعي دوباره ناميد يا خير. مدت زيادي از آخرين نوشته ميگذرد. به دلايلي در اين مدت نتوانستم و / يا نخواستم كه بنويسم.
نخواستنم آن بود كه نتيجه گرفتم موضوع آموزش يا يادگيري كارآفريني (يعني محور اصلي وبلاگ)، خيلي مورد علاقه اساتيد يا همكلاسيهايم نيست. علاقهمند بودم كه بتوانيم روي اين موضوعها با هم گفتگو داشته باشيم و اگر بشود در عمل هم از آنها استفاده كنيم؛ كه نشد. شايد آنها هم فرصت كافي نداشتند.
به دلايل بالا و برخي علل ديگر، تصميم گرفتم كه فعلا راجع به موضوع ديگري بنويسم. البته جرقه اين موضوع جديد شايد از دل همين نوشتههاي پيشين زده شد.
چند بار در كلاسهاي مختلف، زندگي نامه كارآفرينان را مرور كرديم. حتي مواقعي هم خود كارآفرينان ايراني راجع به زندگي خود سخنراني كردند. ولي احساس ميكردم كه گرچه مرور زندگينامهها ميتواند مفيد باشد ولي آنچه در بين اين كارآفرينان مشترك است نميتواند عوامل شخصيتي يا دموگرافيك آنها (كه در زندگينامهها اكثرا به آنها اشاره ميشود) باشد. بعدها هم در چند كتاب و مقاله خواندم كه يكسان يا شبيه بودن عوامل مذكور در كارآفرينان، از نظر علمي و تجربي با نقد فراواني رو به رو شده است. پاسخ به اين سوال كه "كارآفرين كيست؟" از سوالهاي اساسي كارآفريني بوده و هست. هرچند به خاطر شكست در پاسخ به چنين سوالي، بيشتر تحقيقهاي كارآفريني روي آنچه كارآفرين انجام ميدهد و نه "آنكه او كيست" متمركز شدند. به قول ميشل و همكارانش (2007)، بر خلاف چنين شكستي، خود كارآفرينان و حتي كسانيكه از نزديك با آنها كار كردهاند، كارآفرينان را به گونهاي متفاوت از ديگران ميدانند. چنين تضادي در دنياي علم ودنياي عمل براي مدتها تحقيقهاي كارآفريني را با چالش رو به رو ساخته بود.
همراه با پيشرفتهاي علم روانشناسي شناخت، كاربرد اين علم در حوزه كارآفريني هم مورد توجه قرار گرفت. به ويژه آنكه تحقيقهاي بسياري نشان دادهاند كه كارآفرينان راجع به موضوعهاي كارآفرينانه به گونهاي متفاوت از ديگران فكر ميكنند. ديدگاه جديدي با نام شناخت كارآفرينانه (entrepreneurial cognition) به وجود آمد كه بيان ميداشت وجه تمايز كارآفرينان با ديگران در ساختارها و فرايندهاي فكري ايشان است.
قصد من در اينجا معرفي كامل اين ديدگاه نيست و فقط ميخواستم محور جديد وبلاگ را معرفي كنم. بررسي ديدگاه شناخت كارآفرينانه از چند جهت براي من جالب است. اول آنكه موضوع جديدي است كه گرچه در مجلههاي علمي معتبر بسيار به آن توجه شده ولي در ايران به دلايل مختلفي كشف و معرفي نشده است. دوم آنكه كاربردهاي عملي اين موضوع بسيار جالب و چشمگير است (مثلا همين يادگيري كارآفريني ميتواند زمينهاي براي كاربرد آن باشد). سوم آنكه موضوع پاياننامه خود من در ارتباط با شناخت كارآفرينانه انتخاب شده است. البته عواملي هم هستند كه باعث ميشود در انتشار مطالبم كمي محافظهكار باشم! مثلا اينكه خيلي از مطالب را خود من در حال خواندن و يادگيري هستم و اول بايد مطمئن شوم كه درست و كامل فهميدهام.
Ø اعداد: مجله ET&P تا كنون 3 ويژهنامه خود را به موضوع شناخت كارآفرينانه اختصاص داده است.
